“هرچه میخواهد دل تنگت بگو”
قافیه یا وزن هم دیگر مجو
غیر اشعاری که از آرام بود
هرچه دیدی زود خالی کن به جو!
مواظب باش شهرداری نفهمه و الاّ جریمهات میکنه! فعلاً برم به کارای دیگهام برسم. اگه عمری باقی بود بعد از سیزده نوروز خدمت میرسم. برو فکراتو بکن!
آرام 7:45 ب.ظ on مارس 19, 2008 | # |
یاران چه کنم که وقت تنگ است
هم شعر تو هم قافیه لنگ است
این آش چه وقت پختنش بود!
هر حرف بجز عید جفنگ است! “سیدآرامالدین!”
آرام 7:51 ب.ظ on مارس 19, 2008 | # |
باپوزش.ازشوخی من نرنجید جفنگ را هم بخاطر جور شدن قافیه آوردم و الا قصد اهانت به ساحت مقدس شاعر “سیداشرفالدین” یا شما نبود!
محمد 9:25 ب.ظ on مارس 19, 2008 | # |
عجب گفتی تو ای آرام جانم
ولی در این وسط من بیگناهم!
فقط نقل قولی بود از سوی بنده
وگرنه در شاعری حریف ندارم!!!!
آرام 9:42 ب.ظ on مارس 19, 2008 | # |
میم میخوای؟!
محمد گفت شعر از اشرفالدین
جفنگش خواند آرام از سر کین
دوتا ناشی بشعریدند باهم!
نه اون کوتاه میآید نه هم این!
آرام 9:45 ب.ظ on مارس 19, 2008 | # |
یکی بیاد ما دوتا رو از هم سوا کنه و گرنه کار بجای باریک ممکنه بکشه. پس این دکتر مزیدی کجاست؟!
محمد 8:55 ق.ظ on مارس 20, 2008 | # |
نرفتم بر در شمسالعماره
بگفتم بابا کی حوصله داره؟
گشودم گلآقا، شعری نوشتم
ندانستم که بیتش شله داره!
شله یعنی لنگ میزنه
آرام 10:06 ق.ظ on مارس 20, 2008 | # |
“هرچه میخواهد دل تنگت بگو”
قافیه یا وزن هم دیگر مجو
غیر اشعاری که از آرام بود
هرچه دیدی زود خالی کن به جو!
مواظب باش شهرداری نفهمه و الاّ جریمهات میکنه! فعلاً برم به کارای دیگهام برسم. اگه عمری باقی بود بعد از سیزده نوروز خدمت میرسم. برو فکراتو بکن!
محمد 10:45 ق.ظ on مارس 20, 2008 | # |
ولایت رفتم و یارم نیامد
به شهر ماند و به ویلایم نیامد
جهنم، گور باباش، چش سفیده!
اصلا این خوشیها به او نیامد!
بساطی بود و تریاکی و وافور
عرق بود و کنیاک و خیار شور
زدیم تو رگ و دودش را کشیدیم!
همان بهتر نیامد، چشاش کور!
ببین آرام با مو چه کردی؟
عرق خور نبودُم، معتادُم کردی!
مو در به درُم، یارُم کجا بی؟
ز بهر نقل شعر، زندارُم کردی!
هر کجا که هستی خوش و سلامت باشی! شهرداری هم آشنا دارم! مشتاق دیدار!
))