علیرضا
-
03:42:25 ب.ظ on مارس 31, 2008 | # |
فکر میکنم امروز روز آخر عید باشه…
حالا که داریم ساعات پایانی عید را سپری میکنیم پیشنهاد میکنم تمام نویسندگانی که در اینجا فعالیت کرده اند، یک اعتراف از کارهای گذشته ی خود بکنند…!
کمی توضیح بیشتر:
این اعتراف میتواند یکی از شیطنت هایی که در دوران کودکی انجام داده ایم باشد و یا دروغی که به فلانی گفته ایم و خیلی های دیگر که لازم به ذکر نیست…
خوب قانون خاصی هم برای این کار دیده نمیشود. فقط سعی کنید اعترافتان کمی توام با طنز باشد که به خواننده احساس خوبی دست دهد و البته حقیقت داشته باشد (من رو به خاطر این جمله ی آخر ببخشید)…
در ضمن به بهترین اعتراف هم هدایای معنوی اهدا میشود…!!!
در واقع هر اعترافی که رای بیشتری داشت انتخاب میشود…
برای تشخیص تعداد رای هر اعتراف به تعداد نظراتی که به آن اعتراف داده شده است (توسط نویسندگان) توجه میشود و هر نظر به ازای یک رای محسوب میشود و لازم به ذکر است که هر کس به یک اعتراف فقط یک رای میتواند بدهد و این بدین معناست که من به اعتراف فلانی فقط یک رای میتوانم بدهم. به همین ترتیب میتوانم به همه ی اعتراف ها رای دهم منتها به هرکدام یک رای…
خب از همین حالا شروع کنین و به یکی از کارهای گذشته ی خود اعتراف کنین… (عجب اعتراف نامه ای خواهد شد)…!
مطمئن باشید که هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد…!
ع. آرام 7:22 ب.ظ on مارس 31, 2008 | #
چند وقت پیش، صبح زود آماده میشدم تا برای انجام مصاحبهئی درارتباط با مسائل استخدامی به دفتر مدیر عامل شرکتی مراجعه کنم. از پیش بخودم تلقین کرده بودم که مرتب باشم و خطائی نکنم که به حواسپرتی یا بیدستو پائی و غیره متهم شوم. قبل از صرف صبحانه، طبق معمول برای شستن دست و صورت به دستشوئی رفتم و چون هیجانزده بودم، کمی خمیر دندان روی تیغ یکبار مصرف کشیدم و بلاتکلیف ایستادم چون نه میتوانستم باآن دندانم را مسواک بکشم ونه صورتم را اصلاح کنم! در نهایت به خیر گذشت و کسی هم غیر از شما متوجه حواس پرتی من نشد!
______________
علیرضا در جواب گفت:
الان این اعترافتون بود…؟
اگه بود لطفا اون رو در قالب یک پست منتشر کنید…
با تشکر…
محمد 7:24 ب.ظ on مارس 31, 2008 | #
پیشنهاد جالبیه!
اول خودت بنویس تا ما هم گرم بشیم! :)
سیزده ما هم به در شد…! « خاطرات یک برنامه نویس 8:45 ب.ظ on آوریل 1, 2008 | #
[...] و اتفاقا تو وبلاگ نوروز87 هم یه پست دادم… همون قضیه ی اعتراف…! شروع - راس ساعت 9 صبح همه ی خاندان جمال زاده! سر فلکه [...]
اعتراف! « شـــبـستـــان 3:56 ب.ظ on آوریل 5, 2008 | #
[...] مربوط به قضیه اعتراف در وبلاگ نوروز [...]
Ayyoob Mirzaie 9:15 ق.ظ on آوریل 6, 2008 | #
تقصیر کارگردان بوده که زنه زودتر وارد شده تو خودتو ناراحت نکن