نوروز87

ع. آرام

  • 10:07:27 ق.ظ on آوریل 6, 2008 | # | 3

    “آجرپاره”انداز را پاداش جفنگ است!

    درجواب محمد جان، با پوزش :

    “آرام” دگر شعر زخود دَر وَ نکرد!

    چون رفت سفر، گذاشت میدان نبرد

    او شعر سرود، دیگران معریدند

    گردید تنور شعر افسرده و سرد

    گپی دوستانه با دوستان:

    “آرام” که شعر خوب دائم می‌بافت

    برعکس، حریف او شدیداً می‌لافت!

    از معر حریف جمله تعریفیدند!

    او نه نقد هارد دریافت نه سافت!

    این هم شعری نوروزانه ولی اندوهانه!

    نوروز گذشت و سال سر خواهد شد

    از محنت دوست، چشم، تر خواهد شد

    یک کهنه برفت و نو بجایش آمد

    یعنی که به است یا بتر خواهد شد؟!

     

Comments

  • محمد 11:35 ق.ظ on آوریل 6, 2008 | # | پاسخ

    ممنون!
    چقدر خوشمان آمد و رویمان نیز کم گشت:))

  • ع. آرام 4:36 ب.ظ on آوریل 6, 2008 | # | پاسخ

    ببخشید. کامنت نوشتم پیش از دیدن این کامنت. شوخی بود هرچه نوشتم، نرنجید. سال خوبی داشته باشید. از نوشته‌های شما هم لذت بردم.

  • محمد 7:43 ب.ظ on آوریل 6, 2008 | # | پاسخ

    مخلصم! شمام ببخشید که منم این کامنت را ندیده رفتم تو بلاگ شما نظر دادم. ممنونم، شما هم سالی به نکویی داشته باشید :‌)


Leave a Comment